تبليغاتX
در خیــــــــــــــــــال -  

بی سبب رفتی و من چشم به راهت ماندم  

چشم خود بستی و من مات نگاهت ماندم

خنده دار است، گناه از تو و من می سوزم !!

وه که در دوزخ پر سوز گناهت ماندم

پشت کردی به من و بی خبر از فردایت

رفتی و دل نگران بر سر راهت ماندم

موی من از غم عشق تو سفید است و هنوز

بر سر عهد دو چشمان سیاهت ماندم

هر که آمد به طمع سطل به چاهی انداخت

ساده من کز پی عهد تو به چاهت ماندم

صبح رفتی و مرا شام شد از هجر تو، صبح

چشم تر، بی خبر از شام و پگاهت ماند

با خیال این همه همراهی و در واقع هیچ

بی سبب رفتی و من چشم به راهت ماندم