تبليغاتX
در خیــــــــــــــــــال -  
پنجره را باز می کنم

صدای خش خش ثانیه ها را زیر پای بی تفاوتی های مردم می شنوم...

دلم می شکند...

غصه ثانیه هایی را می خورم که در غفلت گذرانده ام...

لحظاتی که بی تو می گذرند...

لحظاتی که تو نیستی...

نه اینکه نیستی!!!

هستی، اما کم رنگ...

        لحظاتی که نقوش روی در و دیوار زمان رنگی تر شده اند...

مرا ببخش

                   یا حبیب قلوب الصادقین